سيد محمد كمره اى
855
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
رفته از راه واگون به توپخانه . اسد الله خان پارسى را ديدم ، بيان تعقيب دولت را به فتح السلطنه نمود كه بيچاره فرارى و آواره شده و عيالش در اينجا همه روز مورد تفتيش است . بعد سرچشمه معتمد الدوله را ديده ، سواره مىآمد . گفتم الان مىخواستم منزل مشير اكرم آمده اگر نباشيد بيايم حضرت عبد العظيم مشايعت سركار و عيادت امير . گفت صبح جمعه بياييد اگر نباشم بياييد حضرت عبد العظيم و اگر هستم همانجا قدرى صحبت نماييم . بعد او رفته ، من هم به آقا شيخ محمد قزوينى رسيده ، اظهار داشت منزل مير موسى خان بودم گفتند ديشب او را به كميسرى ارك بردند براى تفتيش انتحار ميرزا جواد خان ، بعد من مراجعت به خانه نموده ، ناهار نان و شربت شيره و ترشى و قدرى قليه كدو خورده ، بعد چايى . بتول هم به مدرسه رفت . سه چهار نفر عمله از طرف استاد على حسن چينهكش آمده كه گل چينه را آب بگيرند . پرسيدم استاد على حسن كجاست ؟ گفتند چشم او درد مىكند و خودش هم مىآيد . من چون اطمينان داشتم كه استاد دستور داد كه موافق قرارداد خودش مواظب باشد . سه به غروب مانده بيرون رفته به خانه سردار اسعد رفته ، حميد خان هم آنجا بود . قدرى صحبت متفرقه . بعد توصيه حبيب المجاهدين را نمودم كه از نظميه عراق منفصل نشود . شرحى از اتصال و تروريست بودن او براى نصرت الدوله بيان كرد كه چون عنصر مربوط به فساد است و مملكت ايران هم وسيع است ، خوب است جاى ديگر براى او معين شود . بعد از مقدارى صحبت بلند شده به خانه اعظام السلطان رفته ، نه خودش و نه مادرش ، هيچ كدام نبودند ، گفتم احوالپرسى نمايند . بعد مقارن غروب دكان استاد حسن خان نجار رفته ، قدرى با او صحبت ، قرار شد ايام عيد بيايد و ايوان كه نشست كرده ببيند كه اگر مىتوان تغيير ستون را داده ، شود . قبايح اعمال ميرزا سليمان خان بعد از راه شمس العماره و بازار ساعت يك از شب از خانه ضياء السلطان مىگذشتم ، به خانهاش رفته ، آقا ميرزا احمد خان شيرازى هم آنجا بوده ، تا ساعت سه از شب ، آنجا مشغول صحبت بوديم از قبايح اعمال ميرزا سليمان